تبليغاتX
پايگاه اطلاع رساني فردیس - ساكنان خيابان 21 غربي؛ محله ي ما براي سكونت مناسب نيست
پوشش خبرهای حوزه استحفاظی و موضوعات مرتبط

از آخرين خيابان قبل از فلكه پنجم كه به سمت راست برويد پس از طي مسافتي به فضاي بازي مي رسيد كه بعد از آن محله اي قرار دارد با انواع و اقسام مشكلها.
زماني كه به اين محل رسيديم، جمع كثيري از اهالي گرد ما جمع شدند كه البته بخش عمده اي از آنها را بانوان و خانمهاي خانه دار تشكيل مي دادند. هر كدام چيزي مي گفتند و با حرارت ا ز مشكلاتشان مي گفتند.
"آقا بنويسيد ما اگر يكشنبه بازار نخواهيم بايد به كجا مراجعه كنيم. هر هفته تعداد زيادي از كسبه دوره گرد در اين محله حاضر مي شوند و زماني كه از اينجا مي روند انبوهي از زباله را به جا مي گذارند كه باد آنها را به منازل و كوچه هاي ما مي آورد."
ديگري مي گفت: "يكشنبه بازار كه بدنيست ولي نه به اين وضعيت، تعداد را بايد كمتر و افراد را به جمع آوري زباله ها پس از پايان بازار ملزم كنند."
خانم ميانسالي از نبود معبر مناسب گلايه مي كرد، "هر روز بايستي فرزندان محصل خود را براي سوار شدن به سرويس چند صد متر همراهي كنيم زيرا سرويس به علت مناسب نبودن وضعيت خيابانها وارد محل ما نمي شود، آژانس ها هم همينطور هستند و اگر هم وارد محل شوند بخاطر اين مسافت پانصد تا هزار تومان بيشتر كرايه مي گيرند."
يكي از مردان محله از دپوي زباله در اطراف محل زندگي اشان شكايت داشت. وي گفت: "هر روز زباله هاي محلات اطراف را در دو مكان مختلف از اين محل به صورت موقت دپو مي كنند كه علاوه بر ايجاد منظره بسيار نا مناسب به لحاظ بهداشتي نيز بسيار خطر ناك مي باشد زيرا علاوه بر حشرات موذي باعث تجمع سگها و حيوانات ولگرد ديگر نيز مي شود."
"اينها كه چيزي نيست در مقابل ناامني اين محل"، اين را خانم نسبتاً مسني گفت و ادامه داد: "محله ي ما روشنايي مناسبي ندارد يعني در واقع بسيار كم است و تا به حال چند مرتبه خانمهاي محل مورد حمله ي كيف قاپان قرار گرفته اند، يك مرنبه هم به خود من حمله كردند كه خوشبختانه توانستم از چنگ ايشان فرار كنم."
يكي ديگر از مرد هاي محله حرف هاي اين همسايه را ادامه داد و گفت: "هر روز عصر عده ي زيادي از معتادان در حاشيه اين محوطه باز و يا در ساختمانهاي نيمه كاره جمع مي شوند و در كنار آتش مشغول به استعمال مواد مخدر مي شوند، حضور همين افراد كه بعضاً پشت ديوارمنازل مسكوني پناه مي گيرند باعث شده تا امنيت اين محله بشدت كاهش پيدا كند."
خانمي كه دو دختر جوان داشت نيز از اين موضوع شكايت داشت و مي گفت: "بخدا هوا كه تاريك مي شود دلهره و اضطراب تمام وجودمان را مي گيرد و عملاً بعد از تاريكي هوا جراًت اينكه از خانه بيرون بيايم را نداريم. هرشب پشت ديوار خانه ما معتادان جمع مي شوند و بعضاً با هم به دعوا و زد و خورد مي پردازند و الفاظ ركيكي را با صداي بلند به يكديگر مي گويند و ما هم از ترس فقط در هاي خانه را قفل مي كنيم تا آقايان بروند."
يكي ديگر از خانمهاي خانه دار مي گفت: "بارها براي پيگيري و حل مسائل محله به نيروي انتظامي مراجعه كرديم ولي تا به حال هيچ اقدام تأثير گذاري براي جمع آوري اين معتادو اراذل و اوباش اين محله انجام نگرفته است اما از طرف ديگر وقتي صندوق صدقات محل را مي دزدند بلا فاصله ظرف يكي دو روز صندوق جديد را نصب مي كنند!"
"اينجا و در اين محله نه مسجدي هست و نه حسينيه اي و در مراسمات مختلف خود مردم در منازلشان مراسم مذهبي را برگزار مي كنند. ما در يك كشور اسلامي زندگي مي كنيم و داشتن يك مكان مذهبي حداقل خواسته ي اهالي محله بزرگي مثل محله ما است" يكي از ساكنين محله اين را گفت و ادامه داد، "در محله ما بجاي فضاي سبز و گل و چمن، بيا بوني داريم پر از زباله و سرنگ هاي مصرف شده معتادين، آقا باور كنيد گاهي اوقات خجالت مي كشيم ميهمان دعوت كنيم. براي دختر يكي از همسايگانمان خواستگار قرار بود بيايد كه وقتي به محل رسيدند دعواي سختي بين معتادان و ارازل و اوباش شروع شده بود و به همين خاطر خواستگار و خانواده اش پشيمان از انتخاب دختر، از وسط را برگشتند و بعد ها پيام داده بودند كه خانواده اي كه در چنين محيطي زندگي مي كنند نمي توانند دختر خوبي را پرورش داده باشند!"
"آسفالت و جوي و جدول محله نيز نياز به رسيدگي فوري دارند، هر چند كه شهرداري اخيراً حركتهايي را در محل شكل داده است اما با توجه به نزديكي فصل سرما و بارندگي لازم است هر چه سريعتر براي اين محله چاره انديشي شود. سال قبل مقداري آسفالت بازيافتي را در سطح معابر پخش كردند ولي افاقه نكرد و خودتان وضعيت را مي بينيد." خانمي از اهالي محل اين را مي گفت."
ديگري به شكستگي پي در پي لوله ي آب خيابان شهيد چمني اشاره مي كند و مي گويد، "هر چند وقت يكبار خياباني را كه با پول خود مردم آسفالت شده مورد كنده كاري سازمان آب قرار مي گيرد تا شكستگي لوله را برطرف كنند و بدون پوشش درست آن خيابان را رها مي كنند."
"پايين بودن و نوسان ولتاژ برق محله نيز تاكنون خسارات فرواني را به اهالي وارد كرده" خانمي دیگری مي گفت "چند بار تاكنون از اداره برق خواستيم تا با نصب ترانسفورماتور در اين محله جلوي نوسانات برق را يگيرند اما كو گوش شنوا؟ خانه اي در اين محل نيست كه لااقل يك وسيله ي برقي آن نسوخته باشد."
مشكلات بسيار بودند و زمان ما كم ولي ذكر نكته اي را ضروري مي دانيم و آن اينكه محله اي را كه از آن صحبت كرديم در نقاط دورافتاده و حاشيه ي شهر نيست بلكه در يكصد متري فلکه پنجم است! آيا واقعاً خود حضرات حاضر هستند در اين مكان زندگي كنند و يا دختران تازه عروس خود را در يكي از منازل اين محل به طور رايگان سكنا دهند!
منبع خبر هفته نامه نوین

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 9:59  توسط محمدی  |